سخنرانی رئیس انجمن ملی نخبگان: کیفیت و نوآوری
بسماللهالرحمنالرحیم- الَّذي أَحسَنَ كُلَّ شَيءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلقَ الإِنسانِ مِن طينٍ
او همان خدایی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد (سوره سجده – آیه 7 )
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت میهمانان عزیز ، مسئولین محترم ، نخبگان و مدیران محترم شرکت ها و کارخانه های تولیدی و صنعتی، مفتخرم که امروز دقایقی رو خدمت شما عزیزان هستم.
اجازه بدهید ، بحث کیفیت و نوآوری را نه با تعریف، بلکه با واقعیت تاریخ شروع کنم.
در دهه ۶۰ میلادی، روی کالاهای کرهجنوبی یک جمله معروف نوشته میشد:
«ارزان است، اما کیفیت ندارد.» امروز همان کشور، استاندارد کیفیت جهانی صادر میکند.
دهه ۹۰ میلادی، اقتصاد ترکیه با تورم مزمن، بیثباتی و بیاعتمادی مردم شناخته میشد. امروز، رقابتپذیری، صادرات و رضایت مشتری به شاخص سیاستگذاری آن تبدیل شده است.
یا لهستان؛ کشوری با اقتصاد دولتی، بهرهوری پایین داشت. اما با اصلاح ساختار تصمیمگیری، اتصال نوآوری به صنعت و جدی گرفتن خواسته مشتری، مسیر خود را تغییر داد.
وجه مشترک این کشورها چه بود؟ نه معجزه بود و نه منابع خاص.
فقط یک تصمیم مهم بود: کیفیت را وارد اتاق تصمیمگیری کردند.
در این کشورها، کیفیت فقط کنترل محصول نبود؛ معیار سیاستگذاری اقتصاد کشور شد.
نوآوری فقط پروژه تحقیقاتی نبود؛ ابزار کاهش هزینه مردم شد.
و مشتریمداری از شعار به عمل تبدیل شد.
حال در کشور ما کیفیت، نوآوری، و مشتریمداری در چه جایگاهی قراردارد؟؟؟؟
مردم ایران زیر فشار اقتصادی هستند. این یک تحلیل نیست؛ واقعیتی است که هر روز در بازار، در خدمات، و در زندگی عادی دیده میشود.
گرانی فقط عدد نیست؛ نتیجه مستقیم بیکیفیتی ، در تصمیمگیری های کلان اقتصادی است.
بیثباتی فقط تحریم نیست؛ محصول مدیریت ناکارآمد است.
و نارضایتی مردم صرفاً احساسی نیست؛ واکنش طبیعی به اقتصادی است که در آن، هزینه ناکارآمدی مسئولان ، همیشه از جیب مردم پرداخت میشود.
وقتی از کیفیت صحبت میکنیم، باید شجاعت داشته باشیم بپرسیم:
چرا کیفیت کالا و خدمات با قیمت آنها همخوانی ندارد؟ چرا مردم گران میخرند، اما رضایت نمیخرند؟
این یعنی شکست در کیفیت، شکست در حکمرانی اقتصادی.
وقتی از نوآوری حرف میزنیم، باید بپرسیم:
چرا نوآوری در ایران، به کاهش هزینه زندگی مردم ، منجر نشده؟ چرا نوآوری، بیشتر در گزارشهاست تا در سفره مردم؟
در اقتصاد ایران، مردم مشتری نیستند؛ پرداختکننده هزینه خطاها هستند.
در اقتصاد ایران، مردم کیفیت را انتخاب نمیکنند؛ کیفیت به آنها تحمیل میشود.
و وقتی انتخاب نباشد، نه کیفیت رشد میکند نه نوآوری.
اما نتیجه چیست؟
فرسایش اعتماد. / فرار سرمایه / و خروج نخبگانی که میبینند دانش، کیفیت و خلاقیت در این فضا ارزش واقعی ندارد.
بنده بهعنوان رئیس انجمن نخبگان ایران
صریح میگویم: تا زمانی که کیفیت به معیار تصمیمهای اقتصادی تبدیل نشود،
تا وقتی نوآوری در خدمت، حل مسئله مردم نباشد، و تا وقتی مشتریمداری به احترام عملی به پول و وقت مردم نرسد، هیچ اصلاح پایداری رخ نخواهد داد.
انتقاد کردیم ، راهکار میدهیم :
راهکار چیست؟
راهکار اول: پاسخگو کردن تصمیمهای اقتصادی. هر تصمیمی باید هزینهاش مشخص باشد و پاسخگوی خسارتش معلوم.
راهکار دوم: ایجاد رقابت واقعی. اقتصادی که رقابت نداشته باشد، بهطور طبیعی گران، بیکیفیت و ناکارآمد میشود.
راهکار سوم: قطع حمایت از ناکارآمدی. منابع کشور نباید صرف حفظ ساختارهایی شود که نه کیفیت میسازند نه رضایت.
و راهکار چهارم: بازگرداندن مردم به مرکز اقتصاد. نه در شعار؛ در نتیجه.
تجربه جهانی یک پیام روشن دارد:
کشوری که کیفیت تصمیمهایش پایین باشد، محکوم است به پایین بودن کیفیت زندگی مردمش.
کشوری که نوآوری را به حل مسئله مردم وصل نکند، نوآوریاش به ویترین تبدیل میشود.
و اقتصادی که مشتری در آن قدرت نداشته باشد، هرگز رقابتپذیر نمیشود.
این همایش اگر قرار است فقط از موفقیتهای محدود بگوید و از شکستهای گسترده عبور کند، کمکی به آینده نخواهد کرد.
اما اگر قرار است نقطه شروع بازنگری صادقانه باشد، میتواند مؤثر باشد.
من اینجا هستم نه برای خوشایند گفتن، بلکه برای هشدار دادن.
تا زمانی که رانت حذف نشود، انحصار شکسته نشود و ناکارآمدی مدیران از بین نرود، اقتصاد شکوفا نخواهد شد .
راه اصلاح روشن است، اما سخت: یا اقتصاد را به رقابت، شفافیت و پاسخگویی میسپاریم، یا باید بپذیریم که فشار، نارضایتی و خروج نخبگان ادامهدار خواهد بود.
این هشدار است، نه اغراق. هنوز فرصت اصلاح هست، تا دیر نشده به خودآییم. والسلام علیکم والرحمه الله و برکاته
